جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای ولی پور ده نو

رحمان سوری، فیروز شرفی دهرحم، سیروس چوبینه، وحید ولی پور ده نو،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۷ )
چکیده

مقدمه: ورزش عامل درمانی در افراد دیابتی است و فرآیند آنژیوژنز می­تواند تحت تأثیر ورزش استقامتی قرار گیرد. هدف پژوهش بررسی اثر ۶ ­هفته تمرین استقامتی بر روی نوار گردان بر سطوح VEGF در عضله قلبی رت­های دیابتی بود.
مواد و روش ­ها: تعداد ۲۴ سر رت نر ویستار با وزن ۴/۹±۲۴۵ گرم و سن ۸ هفته بطور تصادفی  به­ گروه­های کنترل (۶ سر)، تمرین­ (۶ سر)، دیابت­ (۶ سر) و دیابت ­تمرین (۶ سر) تقسیم شدند. دیابت بوسیله تزریق استرپتوزوتوسین (۵۰ میلی­گرم/کیلوگرم) ایجاد شد.­ پروتکل تمرینی برای ۶ هفته و ۵ جلسه در هر هفته انجام شد. ۲۴ ساعت پس از پروتکل تمرینی، رت­ها تشریح  و بافت  قلبی خارج گردید. سطوح  پروتئین VEGF به­ روش الایزا اندازه­گیری شد. برای تحلیل داده­ها از آزمون آنووای یک‌ طرفه استفاده شد.
یافته ­ها:یافته ­ها نشان داد که تمرین منجر به افزایش معنی­دار VEGF در گروه دیابت تمرین نسبت  به گروه دیابت شد (۰۰۸/۰=P). میزان VEGF در گروه دیابت در مقایسه  با گروه­ های سالم و تمرینی کاهش معنی­دار داشت (۰۰۱/۰=P). VEGF در گروه دیابت تمرین نسبت به گروه­ های کنترل و تمرین کاهش معنی­داری داشت (۰۵/۰>P). تمرین منجر به افزایش معنی­دار VEGF در ­گروه تمرین نسبت به ­گروه کنترل شد (۰۰۱/۰=P).
بحث و نتیجه ­گیری: VEGF در گروه­ های سالم نسبت به گروه­ های دیابتی به شکل معنی­داری بیشتر بود و تمرینات استقامتی موجب افزایش VEGF بافت قلبی شد. احتمالاً این افزایش اثرات مثبتی بر فرآیندهای تنظیمی آنژیوژنیکی در بیماران دیابتی دارد. بنابراین، ورزش استقامتی می­تواند استراتژی مناسبی برای توسعه روش­های درمانی در ­بیماری دیابت شود.

محمود درویشی، وحید ولی پور ده نو، رسول اسلامی،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

مقدمه: ورزش هوازی سطوح سرمی BDNF، آیریزین و کاتپسین B را افزایش می­دهد، اما اثرات آن در محیط دستکاری شده مشخص نیست. هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات ورزش هوازی در محیط دستکاری­ شده بر سطوح سرمی BDNF، آیریزین و کاتپسین B در نوجوانان سالم فعال در خرم ­آباد بود.
مواد و روش­ ها: در این مطالعه نیمه ­تجربی، ۱۰ نوجوان پسر سالم فعال (سن: ۵۲/۰±۶۰/۱۶ سال) به­ طور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی ­ها، دویدن به ­مدت یک ساعت با شدت ۱۳-۱۲ در مقیاس بورگ یک جلسه در محیط معمولی و یک جلسه در محیط غنی به ­فاصله یک هفته در یک طرح تصادفی متقاطع را انجام دادند. پنج دقیقه پیش و پس از تمرین نمونه خونی از آزمودنی ­ها گرفته شد. سطوح سرمی BDNF، آیریزین و کاتپسین B اندازه ­گیری شد. برای تحلیل داده ­ها از آزمون t زوجی استفاده شد. هم­چنین، درصد تغییرات نسبت به پیش­ آزمون محاسبه شد.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که در هر دو محیط سطوح سرمی BDNF (۰۰۱/۰=p و ۰۰۱/۰=p)، آیریزین (۰۰۲/۰=p و ۰۰۱/۰=p) و کاتپسین B (۰۰۱/۰=p و ۰۰۰۵/۰=p) به­ طور معناداری افزایش یافت. اما تنها در دو عامل آیریزین (۰۴۳/۰=p) و کاتپسین B (۰۴۶/۰=p) تفاوت معناداری بین دو محیط وجود داشت. هم­چنین، درصد تغییرات در همه متغیرها در محیط غنی بیشتر بود.
بحث و نتیجه­ گیری: ورزش هوازی با شدت متوسط در نوجوانان سالم فعال سطوح سرمی BDNF، آیریزین و کاتپسین B را افزایش می­دهد. اما محیط دستکاری شده اثرات بیشتری دارد. بنابراین، پیشنهاد می­شود برای بهره­ وری بیشتر از اثرات مفید ورزش هوازی، از محیط دستکاری شده استفاده شود.

سجاد محمدبیگی، وحید ولی پور ده نو،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه: عوامل سرمی مختلفی در پاسخ به ورزش هوازی عملکرد شناختی افراد سالم را بهبود می­ دهند، اما میزان تأثیر ورزش هوازی با شدت متوسط بر سطوح آنها بررسی نشده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر یک جلسه ورزش هوازی با شدت متوسط بر سطوح سرمی BDNF، DCX و DBHB در نوجوانان مرد سه­ گانه ­کار در تویسرکان بود.
مواد و روش ­ها: در این مطالعه نیمه ­تجربی، ۲۲ مرد سه ­گانه ­کار (سن: ۵۲/۰±۶۰/۱۷ سال، وزن: ۹۶/۴±۷۴/۶۰ کیلوگرم، قد: ۵۲/۵±۶۰/۱۷۵ سانتی­متر) به ­طور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی ­ها در یک جلسه ۶۰ دقیقه دویدن با شدت ۱۳-۱۲ در مقیاس بورگ را انجام دادند. پنج دقیقه پیش و پس از تمرین نمونه خونی از آزمودنی ­ها گرفته شد. سطوح سرمی BDNF، DCX و DBHB به­ روش الایزا اندازه ­گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از آزمون t زوجی استفاده شد و سطح معنی ­داری ۰۵/۰p< در نظر گرفته شد. همچنین، درصد تغییرات نسبت به پیش ­آزمون محاسبه شد.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که مقادیر سرمی DCX (۰۰۰۵/۰=pBDNF (۰۰۰۵/۰=p) و DBHB (۰۰۱/۰=p) نسبت به پیش ­آزمون به ­طور معناداری افزایش یافت. همچنین، به­ ترتیب سطوح سرمی BDNF (۳۰/۲۱ درصد)، DBHB (۹۵/۱۲ درصد) و DCX (۰۱/۱۲ درصد) بیشترین افزایش را نسبت به پیش­ آزمون داشتند.
بحث و نتیجه ­گیری:  هر سه عامل سرمی BDNF، DCX و DBHB پاسخ مثبت معناداری به ورزش هوازی با شدت متوسط در نوجوانان مرد سه ­گانه ­کار می ­دهند، اما نروتروفین/عامل رشد BDNF تغییرات بیشتری نشان می ­دهد و به ­نظر می ­رسد نقش بیشتری در محافظت عصبی، بهبود حافظه، یادگیری و عملکرد شناختی دارد.

سعید کوه گردزاده، وحید ولی پور ده نو، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه:  تمرین عملکردی با شدت زیاد به­ خوبی توسط افراد سالمند قابل اجراست اما اثر این نوع تمرین بر عوامل سرمی مرتبط با سلامت مغزی بررسی نشده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین عملکردی با شدت زیاد بر سطوح سرمی BDNF، IGF-۱ و VEGF مردان و زنان سالمند بود.
مواد و روش ­ها: در این مطالعه نیمه ­تجربی، تعداد ۲۳ نفر (۷ مرد و ۱۶ زن) به دو گروه تجربی (۱۶ نفر) و کنترل (۷ نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی پروتکل تمرینی که شامل شش حرکت بود را سه جلسه (هر جلسه ۲۵ دقیقه) در هفته، برای هشت هفته انجام دادند. حرکات با شدت تمام برای ۳۰ ثانیه اجرا می شدند. بین هر دور ۱۵ ثانیه و بین هر حرکت ۲ دقیقه استراحت وجود داشت. برای تحلیل داده ­ها از آزمون های t زوجی و کوواریانس استفاده شد و سطح معنا­داری ۰۵/۰p< تعیین شد.
یافته­ ها: نتایج نشان داد در گروه تجربی مقادیر سرمی BDNF (۰۰۰۵/۰=p، ۳۷/۱۱+)، VEGF (۰۰۰۵/۰=p، ۴۹/۷+)، IGF-۱ (۰۰۱/۰=p، ۹۱/۳+)، LDL (۰۰۴/۰=p، ۳۳/۳-) و HDL (۰۰۴/۰=p، ۴۸/۷+) به­ طور معناداری تغییر کرد. در گروه کنترل مقادیر سرمی BDNF (۱۴۹/۰=p، ۵۸/۱+)، IGF-۱ (۴۸۶/۰=p، ۲۷/۰+)، LDL (۸۹۷/۰=p، ۱۴/۰+) و HDL (۵۳۴/۰=p، ۱۰/۱+) به ­طور غیرمعنادار و VEGF (۰۱۰/۰=p، ۶۷/۰+) به ­طور معناداری تغییر کرد. نتایج آزمون کوواریانس اختلاف معناداری را بین دو گروه در همه متغیرها نشان داد (۰۵/۰>p).
بحث و نتیجه ­گیری: هشت هفته تمرین عملکردی با شدت زیاد در مردان و زنان سالمند، سطوح سرمی عوامل مرتبط با سلامت مغزی را افزایش می ­دهد. بنابراین، انجام این تمرینات برای بهبود عملکرد مغزی در سالمندان پیشنهاد می ­شود.

سعید نعیمی، وحید ولی پور ده نو، مسعود معینی،
دوره ۲۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه:  اختلال عملکردی دستگاه عصبی یکی از پیامدهای دیابت نوع دو است. احتمالاً پروتئین­های Aβ-۴۰ و IGF-۱ در این سازوکار نقش دارند. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین هوازی بر سطوح پروتئین­های Aβ-۴۰ و IGF-۱ بافت هایپوکمپ موش­های دارای دیابت نوع دو بود.
مواد و روش­ها: ۳۲ سر موش نر ویستار ۱۰ هفته­ ای در گروه­ های کنترل، دیابت، دیابت تمرین و تمرین قرار گرفتند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین ایجاد گردید. تمرین هوازی بر روی نوارگردان به­ مدت ۶ هفته انجام شد. برای سنجش پروتئین­ ها از روش الایزا استفاده شد. از آزمون آنالیز واریانس یک­طرفه جهت تحلیل دادها استفاده شد.
یافته­ ها: میزان Aβ-۴۰ گروه دیابت به­ طور معنی­ داری از گروه­ های دیابت تمرین، تمرین و کنترل بیشتر بود (۰۵/۰>p). اختلاف گروه دیابت تمرین با گروه­های کنترل و تمرین معنی­ دار بود (۰۵/۰>p). اما سطوح Aβ-۴۰ بین گروه تمرین و کنترل تفاوت معنی­ داری نداشت (۶۰۴/۰P=). میزان IGF-۱ گروه دیابت در مقایسه با تمام گروه­ ها کمتر بود (۰۰۱/۰P=). اما گروه دیابت تمرین با گروه ­های کنترل و تمرین اختلاف نداشت (۰۵/۰<p). از طرفی، میزانIGF-۱  در گروه تمرین فقط با گروه دیابت تفاوت معنی­ دار داشت (۰۰۱/۰P=). بین سطوح سرمی گلوکز با Aβ-۴۰ و IGF-۱ به ­ترتیب همبستگی مثبت و منفی معناداری وجود داشت (۰۰۱/۰=p، ۸۵۰/۰=r و ۰۰۱/۰=p، ۸۱۴/۰-=r).
بحث و نتیجه­ گیری: دیابت موجب افزایش Aβ-۴۰ و کاهش IGF-۱ می­ شود. اما ورزش اثر دیابت بر آنها را تعدیل می­کند. باتوجه ‌به مدت‌ زمان مناسب تمرین در مطالعه حاضر، همچنین همبستگی معنادار این دو پروتئین با سطوح گلوکز، ممکن است افزایش شدت تمرین هوازی اثر منفی دیابت روی این دو پروتئین را بیشتر تنظیم کند.

فرخنده گراوندپور، وحید ولی پور ده نو، رسول اسلامی،
دوره ۲۶، شماره ۴ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو شایع­ترین بیماری مزمن است که مقاومت به انسولین و اختلال در سازوکارهای انتقال غشایی گلوکز از ویژگی­های بارز آن است. نشان ‌داده ‌شده که پروتئین­های GLUT۵ و AS۱۶۰ در این سازوکار نقش دارند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین استقامتی بر میزان پروتئین­های GLUT۵، AS۱۶۰ و مقاومت به انسولین در عضله EDL موش­های دارای دیابت نوع ۲ بود.
مواد و روش ­ها: ۳۰ سر موش آزمایشگاهی نر بالغ به­شیوه تصادفی در ۳ گروه کنترل (C)، دیابت (D) و دیابت­تمرین (DT) قرار گرفتند. القای دیابت به ­وسیله تزریق استرپتوزوتوسین (۳۵ میلی­گرم/کیلوگرم) و تغذیه پر چرب انجام شد. تمرین استقامتی شامل پنج جلسه دویدن روی نوارگردان در هر هفته و به مدت ۸ هفته بود. استخراج عضله EDL نمونه ­ها ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین انجام شد. برای سنجش پروتئین­ها از روش الایزا استفاده شد. برای تحلیل داده ­ها از آنالیز واریانس یک­طرفه در سطح معنی‌داری ۰۵/۰ استفاده شد.
یافته­ ها: تفاوت معنی‌داری بین مقادیر GLUT۵ تمام گروه­ها وجود نداشت (۹۴/۰P=). اما، مقادیر AS۱۶۰ همه گروه­ها از گروه C کمتر بود (۰۰۱/۰P=). همچنین، مقادیر AS۱۶۰ گروه DT به ­طور معنی‌داری از گروه D بیشتر بود (۰۰۱/۰P=). همچنین، بین GLUT۵  و AS۱۶۰ همبستگی معنی‌داری وجود نداشت (۰۲/۰r=، ۹۴/۰P=).
بحث و نتیجه ­گیری: تمرین استقامتی با جبران سازوکارهای مخرب دیابت باعث کاهش هایپرگلیسمی و بیش ­بیانی سطوح پروتئینی AS۱۶۰ در عضله EDL می­شود، اما تأثیری بر مقادیر پروتئین GLUT۵ ندارد. بنابراین، به ­نظر می­رسد تمرین استقامتی از طریق سازوکارهایی به جز افزایش GLUT۵ مانند تغییر در AS۱۶۰ در تعدیل اثرات مخرب بیماری دیابت در عضلات اسکلتی نقش داشته باشد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به یافته می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Yafteh

Designed & Developed by : Yektaweb